محمد يار بن عرب قطغان
98
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ذكر توجه محمد بابر ميرزا « 1 » به جانب قندهار و زمينداور و مفتوح شدن آن ولايت بعون عنايت « 2 » آنكه ، محمد بابر ميرزا از ولايت كابل و غزنين با سپاه ظفرقرين ، رايت نصرت آيين به عزم تسخير قندهار برافراخت « 3 » و اولاد « 4 » امير ذو النون ، شاه شجاع بيگ و محمد مقيم مستعد رزم و پيكار شده ، بعد از وصول جنود سعادت ورود به حدود قندهار در قريهء خيسك كه در نيم فرسخى آن بلده واقع است ، بين الجانبين غبار جنگ و شين ارتفاع يافت و كشش و كوشش موفور به ظهور آمده ، نسيم فتح و ظفر بر پرچم على محمد ميرزا وزيد و اولاد امير ذو النون ارغون به وادى فرار شتافته ، تمامى مملكت قندهار و زمين داور به تحت تصرف پادشاه فريدون فرّ يعنى بابر ميرزا درآمد 157 و خزاين امير ذو النون را كه در مدت حكومت اندوخته « 5 » بود ، بر امرا و سرداران سپاه قسمت فرمود و ايالت قندهار را به برادر خويش سلطان ناصر [ الدين ] ميرزا 158 تفويض نمود و آنگاه به كابل بازگشته ، در خمار دولت و اقبال به مستقر « 6 » سرير جاه و جلالت رسيد . و چون اين اخبار معروض خاقان كامكار محمد خان شيبانى گرديد ، عزم تسخير آن سرزمين كرده ، به پاى پهلوانى متوجه شده ، پس از آنكه نواحى زمينداور معسكر ظفراثر گشت ، شاه [ شجاع ] بيگ و محمد مقيم به پيشكشهاى لايق به ملازمت شتافتند « 7 » و به موجب فرمان واجب الاذعان در سايهء لواى ( 60 الف ) عبيد الله سلطان ، به رسم منقلاى پيشتر روان شدند . و سلطان ناصر [ الدين ] ميرزا چون بر هجوم اعدا مطلع گرديده ، از روى اضطرار در ارگ قندهار متحصن گشت و ارباب و كلانتران و اشراف و اعيان آن بلده ، عبيد الله سلطان و امراى ارغون را استقبال نموده ، شرايط اطاعت و انقياد بجاى آوردند و اوزبكان آغاز محاصرهء « 8 » قلعه كرده ، متعاقب مواكب كوكب مراتب خانى نيز به ظاهر آن حصار رسيد و كار محصوران به اضطرار
--> ( 1 ) . ت : محمد شيبانى خان . ( 2 ) . س : ذكر توجه محمد بابر ميرزا به جانب قندهار . ( 3 ) . س : پرداخت . ( 4 ) . س : « اولاد » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : انداخته . ( 6 ) . س : بستر . ( 7 ) . ت : و شرف بساطبوس حاصل كرده ، عنايت و رعايت يافتند . ( 8 ) . س : محارصره